سایت همسریابی موقت هلو


دوستیابی در ایران چگونه است؟

..موهام مشخص باشه زیاد....اگه...اگه میشه...من از دوستیابی در استانبول استفاده کنم.... چی ینی از اون کلاه زمستونه ها روز عروسی سر کنی؟بیخیال بابا

دوستیابی در ایران چگونه است؟ - دوستیابی


آدرس دوستیابی

 رفتم کنارشو گفت دوستیابی تلگرام...آری... بگو چی میخوای دیگه کم دوستیابی آنلاین. آری. .کن... میدونی چیه من. . من دوست ندارم. ..موهام مشخص باشه زیاد....اگه...اگه میشه...من از دوستیابی در استانبول استفاده کنم.... چی ینی از اون کلاه زمستونه ها روز عروسی سر کنی؟بیخیال بابا شبیه پسر خاله کلاه قرمزی میشیاااآ.. ای وای نه دوستیابی کلاه حجاب البته اسمش کلاهه...خیلی خوشگلو نازه ببین اینارو...دوستیابی کانادا تورو نگو نه... اولا میدونستم...شوخی کردم...دوما تو انگار فکر منو خوندی گلی....من نگفتم چون نمیخواستم فکر کنی غیرتش خرکیه... واییییی دوستیابی عاشقتم....

دوستیابی تلگرام این جمله رو باصدای بلند گفت

دوستیابی تلگرام این جمله رو باصدای بلند گفتوباعث جلب توجه همه شد... نگاهی به دوروورم کردم وخندم گرفته بود دستمو جلو دهنم گرفتم مانع انفجارم شدم...دوستیابی ایرانیان اروپا خیلی بانمک سرشو انداخت پایین بالودگی گفتم: دوستیابی ونکوور خب میدونم چرا داد میزنی...آرومترم میشد بگی اخم نمایشی کردمو گفتم خب چیه ذوق زده شدم فکر کردم میگی امل بازی در نیار... من از این غلطا نمیکنم. دور از جونت. واهلل...خب حالا انتخاب کن. و یکی از زیباترین کلاهای اونجارو انتخاب کرد که به کلاه تمام منجاق بودقسمتی که موارو پوشش میداد...تیکه دیگه اش مدل کلاه پهلوی خودمون بود اما از مدل زننونش..که روی آفتاب گیرش به دور کلاه تمام نگین کاری شده بود.. .. بعداز خرید با کلی خستگی داشتیم میرفتیم سمت پارکینگ...

دوستیابی در ترکیه هم داشت شکلات میل میکرد

همه پلاستیکا دست من بیچاره بود و دوستیابی در ترکیه هم داشت شکلات میل میکرد...مردم... دوستیابی کم غر بزن...مگه چکار کردی همش دوتا پلاستیکه آدم یه بار عروسی میکنه باید بهترین خرید عمرشو بکنه. دوستیابی ایرانیان اروپا جان مادرت کم این جمله روبگو امروز صدبار گفتی دست کن تو جیب کتم و سویچو در بیار در ماشینو بازکن. ااااه...دوستیابی تلگرام نمیبینی دستم بنده خودت بازش کن.

با تعجب واستادمو گفتم: ببخشید میشه بپرسم کدوم دستت بنده.تو که فقط داری می لنبونی. تا چشت درآد به من چه تازه بازم میخوام... به وقتش حسابتو میرسم نوبت مام میشه... از حرکت واستادو گفت هاا. باشه عزیزم سویچ کدوم جیبته.... اصلا بده من پلاستیکارو واست بگیرم. و دست پاچه اومد سمتمو... خیلی حرکتش بانمک و خنده دار بود...یه قدم رفتم عقب و باخنده گفتم چیه عمویی ترسیدی آخییی...

دوستیابی در ترکیه هم دنبالم میکرد.

نترس این شتریه که در خونه همه میشینه... و بعد الفرار شروع کردم به دوییدن تو پارکینگ. دوستیابی در ترکیه هم دنبالم میکرد. که یهویی صدای آی گفتن بلند دوستیابی ایرانیان اروپا مسخ ام کرد و برگشتم که دوستیابی در ترکیه افتاده بود زمین یه لحظه صحنه تیر خوردنش جلو چشمم گذشت و پلاستیکارو انداختم زمین و دوییدم سمتش. دوستیابی آنلاین....خانم...چیشدی گلم.... سرشو برداشتو گفت...آییی دوستیابی پام...

هیچی نیست گلم. چرا حواست جلو پات نیست خانمی آخه پاشو گلم... تا ماشین راهی نبود.. دستشو گرفتم و پاشدو تکیه اشو به من دادو و سوار ماشین که شد پلاستیکارو برداشتم و گذاشتم داخل ماشین کنار بقیه پلاستیکا که مال خریدای قبلیمون بودن. و بعد خودم سوار شدم و بلا فاصله نگاهی به دوستیابی کانادا کردم که اشک تو چشماش جمع شده بود...و صورتشم خیس اشک شده بود... ای جونم خانمم چرا عین ابر بهار شدی دستامو دوطرف صورتش گذاشتم وباانگشت شصتم اشکاشو پاک کردم.. 

مطالب مشابه


آخرین مطالب